دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد
…همزمان با هر نبرد نظامی، «نبرد روایتها» نیز شکل میگیرد. سازمان ناتو با بهرهگیری از همکاری مؤثر رسانههای بزرگ غرب، موفق شد با سرعتی بیسابقه روایت خود از این نبرد را به روایت غالب تبدیل کند. در این فرآیند، کارشناسان منتقد برچسب «پوتینیسم» و «مخالفت با دموکراسی» خوردند. روایت رسمی، این نبرد را نه یک جنگ «تحریکشده» (provoked)، بلکه جنگی «بدون تحریک» (unprovoked) میان «دموکراسی» و «استبداد» معرفی کرد که هدف پوتین از آن، بازسازی اتحاد جماهیر شوروی بوده است.
در نتیجه این فضای رسانهای، نه تنها بسیاری از تحلیلگران ناچار به سکوت شدند و عرصه را به روایتسازان ناتو واگذار کردند، بلکه برخی نقدها با برخوردهای شدید مواجه شد. برای نمونه، حسابهای بانکی ژاک باود (Jacques Baud)، سرهنگ بازنشسته اطلاعاتی سوئیس، مسدود شد؛ تا جایی که همسایگان و دوستانش برای او غذا تهیه میکردند. درسی بود برای سایر منتقدان. بهاینترتیب، هر پژوهش یا نقدی که روایت حاکم را به چالش میکشید، بهسرعت با اتهام وابستگی به پروپاگاندای پوتین و نظام استبدادی او روبهرو میشد.
با این حال، گروهی از کارشناسان آمریکایی، اروپایی و اوکراینی — برخی به سبب شهرت جهانیشان نظیر پروفسور جان میرشایمر، پروفسور جفری ساکس، پروفسور یانیس واروفاکیس و هنری کیسینجر، و برخی دیگر با پذیرش ریسکِ برچسب خوردن — به وظیفه آکادمیک و ژورنالیستی خود عمل کردند. آنان با اتکا به اسناد و دادهها، ریشهها و چرایی جنگی را آشکار ساختند که اگر نخبگان سیاسی اوکراین اصل بیطرفی در قانون اساسی خود را رعایت کرده بودند، هرگز رخ نمیداد.
میان روایت ناتو و روایت این پژوهشگران، دو تفاوت اصلی وجود دارد:
۱. نقطه آغاز جنگ: برای راویان ناتو، نقطه صفر جنگ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ است؛ یعنی زمان ورود ارتش روسیه به اوکراین و نقض حقوق بینالملل. این روایت، تمام زمینههای تاریخی جنگ را سانسور میکند. در مقابل، پژوهشگران مستقل همانند هر محقق علمی، این حمله را در بستر تاریخی و علل ایجادکننده آن تحلیل میکنند. نقطه آغاز در این تحلیل، نه اعتراضات ۲۰۱۴ و سرنگونی رئیسجمهور قانونی اوکراین (که از آن به عنوان کودتا یاد میشود)، و نه کنفرانس سال ۲۰۰۸ ناتو در بخارست (که با الحاق اوکراین و گرجستان موافقت شد)، بلکه زمان تعهد آمریکا و رهبران ناتو به گورباچف است؛ متعهد شدنی که بر اساس آن قرار بود در صورت خروج ارتش سرخ از آلمان شرقی، ناتو «حتی یک اینچ» به سمت شرق گسترش نیابد. تعدهدی که نقض شد و ناتو در سه مرحله به طرف مرزهای روسیه گسترش یافت.
۲. روششناسی و مبنای دادهها: روایت ناتو بهدلیل حذف بستر تاریخی و تحریف وقایع کلیدی پس از آغاز جنگ، بنایی ناپایدار دارد و به همین دلیل با شدت با تحلیلهای منتقد برخورد میکند. در مقابل، روایت چالشی بر پایه دادهها، اسناد و ارجاعاتِ عمدتاً دستِاول (Primary Sources) شکل گرفته است.
در این تحقیق، بهطور گسترده از منابع اوکراینی، انگلیسی و آمریکایی استفاده شده و حتی در یک مورد نیز از اسناد رسمی روسیه بهره گرفته نشده است. شایان ذکر است که تا پیش از حمله روسیه به اوکراین، روایت رسمی ناتو هنوز بهطور کامل بر رسانهها دیکته نشده بود؛ از اینرو، آن رسانهها اطلاعات ارزشمندی منتشر کرده بودند که بخشی از آنها در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.
دلخواسته- کتاب تراژدی اکراین- چگونه نقض استقلال، فاجعه رقم زد بیشتر بخوانید »
