نوشتارها

خادمان به ایران-⁨بنی‌صدر، مصدق، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی⁩

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم

قدرت‌ها همیشه مجبورند که خادمان را خائن، و خائنان را خادم معرفی بکنند! تا بتوانند به سلطه‌گری خود ادامه دهند و آن را گسترش دهند.

حذف همهُ خادمان به هر شکلی که بتوانند، دستور اول سلطه‌سالاران است!

قبل از هر چیزی، ارتباط خدمت‌گذاران را باید با مردم قطع کنند. حذف فیزیکی با زندان و تبعید، و البته اگربتوانند با با قتل آن‌ها. ولی همهُ این‌ها، بدون ترور شخصیت و جنگ روانی برای سانسور، و تحمیل خودسانسوری، ممکن نخواهد شد.

در تاریخ معاصر، بنی‌صدر هدف بیشترین حملات در جبهه‌های مختلف جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم قرار گرفت، ولی چون پشت به قدرت و روی به ملت داشت، در آزمایش زندگی، سرفراز بیرون آمد.

به حاشیه راندن، کنار زدن، میدان ندادن به بنی‌صدر، از همان اوایل شروع شد. او را تا وقتی که مجبور نشده بودند، نگذاشتند وارد شورای انقلاب شود. این روش، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت که به کودتا علیه وی در خرداد ۱۳۶۰ منجر شد. حتی بسیار تلاش کردند که وی را از نامزدی ریاست جمهوری منع کنند، ولی موفق نشدند.

چند بار هم تلاش کردند که بنی‌صدر را به قتل برسانند، که به نتیجه نرسید.

در زمان دادگاه میکونوس، تلاش‌ها برای تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر اوج گرفت. به دلیل اینکه تمام این ترورها، بدون سند و مدرک، و اصولا بی‌پایه و اساس بودند، موثر واقع نشدند. برای یافتن سند و مدرکی برای تخریب وی، هر چه بیشتر گشتند، کمتر یافتند! تلاش کردند لااقل فساد مالی را به او نسبت دهند، ولی بنی‌صدر حتی یک ریال از وجهی را که به عنوان رئیس جمهور باید می‌گرفت را هم دریافت نکرده بود!

بعد از فوت بنی‌صدر، برای مدتی از میزان حمله‌ها به او کاسته شد، ولی قدرت‌ها دوباره خود را ناچار دیدند که جنگ روانی علیه اندیشهُ بنی‌صدر را دوباره از سر بگیرند و ادامه دهند، زیرا که دیدند اگر او حود در این دنیا نیست، اندیشه‌ی او  هم به همان قدر برای قدرت‌ها خطرناک است.

در سند زیر می‌بینیم که منویات قدرت‌های داخلی و خارجی در اینکه بنی‌صدر در هیئت وزیران حکومت موقت مرحوم بازرگان نباشد، همگرایی یافته‌اند.

صدارت- حذف خادمان از صحنه سیاسی و محدود کردن آن‌ها در برقراری ارتباط با مردم بیشتر بخوانید »

پهلوی، رضا-جنگ روانی-پروپاگندا-—تجاوز خشونت تزویر بزرگنمایی- اینترنشنال= ۳۷۶٪ ❊و بی‌بی‌سی= ۱۰۵٪ به نفع پهلوی، سلطنت، شاه،

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟

…ولی صلج پایدار، مورد نظر و مطلوب هیچ کدام از طرفهای مخامصه نیست! و همه از شرایط «نه جنگ-نه صلح» بیشتر منتفع می‌شوند!… و در این صورت است که با ادامهٌ بحران‌ها، ملت‌ها خود را به غلط ناچار می‌پندارند که باید به خفقان و سرکوب‌های دولت‌ها، تن دهند.
راه حل بحران جنگ و خشونت، مذاکرات بین قدرت‌ها نیست!
راه حل شرایط خطرناک فعلی، تسلیم شدن قدرت‌های داخلی، به قدرت‌های خارجی نیست!
راه حل تسلیم شدن قدرت‌ها به ملت‌ها است!
راه حل این است که ما مردم، خامنه‌ای و شرکا را مجبور کنیم که تسلیم مردم شوند!
در طول عمر این رژیم، اعتراضات متعددی را پشتِ سر گذاشته‌ایم ولی در همهٌ آن‌ها به محض اینکه یک حداقل لازمی از مردم، روی به قدرت کردند، آتش جنبش فروکش کرده و  به زیر خاکستر رفته است.
در جنبش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، روی‌کرد برخی از مردم ایران، به سوی قدرت‌های خارجی، و عوامل وابسته به آن‌ها شد. اینبار هم آتش به زیر خاکستر خزید. با وارد شدن تجاوزها به حقوق و خشونت به اعتراضات، نمی‌توانست هم جز این باشد!
در این روزها فیلمی با عنوان «سلطنت‌طلبان پاریس» برای من فرستاده شد که شخصی در پاریس، بالای تریبونی با عکس بزرگ محمدرضا پهلوی و پشت بلندگو، با فریاد می‌گوید: «…ملت ایران، اولین ملتی است در جهان که از کشورهای خارجی تقاضا می‌کنه بمب روی سرش بریزند…» یکی دیگر با بی‌آزرمی در مقابل دوربی گفت …اگر یک میلیون هم کشته شوند، مهم نیست… یادآوری کنم که این گونه افراد، خود در داخل ایران و در خطر بمباران و کشته شدن نیستند!
راه حل بحران، مذاکره و یا جنگ با ترامپ و نتانیاهو نیست، و با خفت و خواری تسلیم این یا آن شدن!  راه حل بحران، شنیدن صدای مردم و مطالبات برحق آنان است!
قدرتهای خارجی قادر نیستند بعد از بر هم زدن وضعت فعلی، چه با مذاکره و چه با جنگ، وضعیت مناسبی را به ارمغان بیاورند! تاریخ معاصر در افغانستان، و عراق، و لیبی، و سوریه، و… چیزی غیر از این را ثابت کرده است!؟
قدرت‌های خارجی، نتوانسته‌اند یک بدیل وابسته ساخته و به مردم ایران تحمیل کنند. پهلوی هم هیچ وقت نتوانست یک جایگاه واقعی در یک حداقل لازمی از ایرانیان پیدا کند. در خارج از ایران هم، به علت از حد خارج کردن بی‌مایه‌گی و دریوزگی، وی مورد تمسخر و توهین غیرِ ایرانیان است! گذشته از این در رابطه با پهلوی، هر آنچه که قدرت‌ها طی دهه‌ها با هزینه کردن میلیون‌ها دلار، بافته بودند، از شب پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ و روزهای بعد از آن، رشته رشته شد! آن هم به قیمت خون هزاران نفر.
راه حل در دست بزرگترین ابرقدرت دنیا، یعنی افکار عمومی است. راه حل واقعی در دست خود ما مردم است که با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، دولت‌های خارجی را زیر فشار ملت‌های خود قرار دهیم. با نزدیک شدن برخی ایرانیان به پهلوی و نتانیاهو و اسرائیل و ترامپ و امریکا، ما متاسفانه این فرصت را برای ۱۴۰۴ از دست دادیم! و شاهد مرگ هزاران نفر شدیم!

صدارت-حمله می‌کنند؟ مذاکره می‌شود؟ راه حل در کجاست؟ بیشتر بخوانید »

تاکید بریتانیا به اپوزیسیون برای ‘خریدن’ پشتیانی [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] با وعده ایجاد یک نظام فدرال، بر اساس اسناد فاش شده

❊کورد ایران است، ایران کورد است!❊
مغز خشونت‌گستر، و عقل و پندار قدرت‌مدار بریتانیا، اصلا مردم را نمی‌بیند و مشخصا هموطنان کورد را به‌حساب نمی‌آورد!  و احزاب و گروههای ‘اتنیکی’ که مورد طرد توسط همان «اتنیک»ها هستند را مساوی ایرانیان ساکن در آن مناطق می‌پندارد! هیچ نمی‌فهمد که کورد ایران است، و ایران کورد است! استفادهٌ ابزاری از مردم برای چند قطبی کردن جامعه، با سیاست ‘تفرقه بیانداز و حکومت کن!’ از ترفندهای سیاست خارجی بریتانیا بوده است. خیال خام امپراطوری، تفرقه‌های «اتنیکی» در ایران بوده است، که بارها و بارها و در چندین بزنگاههای مهم تاریخی، دیده‌ایم که برعکس، بیشتر منجر به همبستگی بیشتر میان ساکنان مناطق مختلف ایران شده است!
– مراجعهٌ سلطنت‌طلب‌ها و طرفداران پهلوی، و برخی دیگر گروهها به دولت بریتانیا، برای دریافت حمایت سیاسی و نظامی،
’…بهترین راه برای «خریدن» حمایت [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردها این است که «وعده یک دولت فدرال داده شود»…‘
– ’…با ارائه وعده یک دولت فدرال در ایران، روابط خود را با [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردها پرورش دهند…‘
’… [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] کردهای ایران ممکن است در نهایت به هر حضور (خارجی) که به آن‌ها خودمختاری بدهد—حتی حضور اتحاد جماهیر شوروی—رضایت دهند،،،‘

تاکید بریتانیا به اپوزیسیون برای ‘خریدن’ پشتیانی [احزاب و گروههای ‘اتنیکی’] با وعده ایجاد یک نظام فدرال، بر اساس اسناد فاش شده بیشتر بخوانید »

علی صدارت: پهلوی که از خود هیچ ندارد، دروغ وزیر اسبق رژیم اسرائیل را تکرار می‌کند که برای مشاهده آمار طرفداران پهلوی، باید به فضای مجازی مراجعه کرد! این در حالی است که از جمله این خود او است با رباتها و سایر تزویرهای فضای مجازی، برای پهلوی دنبال‌کننده می‌سازد و و آمارِ مثبت جعل می‌کند!

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق

…نکته مهم تاکید بر این واقعیت است که خشونت در واقع به معنای تجاوز به حقوق است.
وقتی از خشونت سخن می‌گوییم، ذهن‌ها فوراً به سمت تیراندازی، بازداشت و اعترافات اجباری می‌رود که بی‌تردید همگی مصادیق بارز تجاوز به حقوق هستند.
اما لایه عمیق‌تری از خشونت نیز وجود دارد که زمینه‌ساز سرکوب فیزیکی می‌شود: تجاوز به حقوق، و در این روزها به طور مشخص، تجاوز به حق استقلال و حق حاکمیت ملی. این نوع از خشونت زمانی رخ داد که بار دیگر، همانند تجربیات تلخ گذشته، مثلا در سال ۱۴۰۱، عده‌ای تلاش کردند جنبش خودجوش مردم را به سمت قطب‌های قدرت و وابستگان به بیگانگان سوق دهند.
جنگ روانی و رسانه‌های «قدرت‌محور» آنچه در این روزها شاهد بودیم، تکرار یک جنگ روانی سازمان‌یافته علیه ملت بود. رسانه‌هایی که مدعی روشنفکری و تمدن و آزادی هستند، عملاً به پژواک قدرت تبدیل شدند و با برجسته کردن چهره‌هایی که به دنبال اخذ مشروعیت از جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو هستند، به حق استقلال ما ایرانیان تجاوز کردند. این رسانه‌ها با تکرار نام‌هایی که پیوندی با متن جامعه ندارند، و با تاکید بر اینکه از دست ما کاری ساخته نیست و به‌جز پهلوی و شرکا، راه نجات دیگری وجود ندارد، اعتماد به نفس ما را هدف گرفتند، اعتماد به نفس فرد، و اعتماد به نفس ملی.
ما بارها از یک سوراخ گزیده شده‌ایم، که آن «انتخاب بین بد و بدتر» بوده است:
برخی از  ایرانیان سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند: چهار سال انفعال و بی‌حرکتی، تا موقع «انتخابات» و در آن موقع دویدن به حوزه‌های رای‌گیری برای پناه آوردن به «بد» و فرار از «بدتر»! و بدین ترتیب، داوطلبانه، با پای خود به حوزه‌های رای‌گیری رفتند، و با دست خود به این رژیم جنایتکار مشروعیت دادند. با این «انتخاب» وضعیت ما پیوسته بدتر و باز هم بدتر و بدتر شده است.
برخی از ایرانیان باز هم سیاستِ مطلوبِ قدرت‌ها را اتخاذ کردند و در جنبش ۷دی۱۴۰۴، خود را دوباره در زندان بد و بدتر زندانی کردند: «…درسته که پهلوی بد هست، ولی خامنه‌ای بدتر است…» و یا «…درسته که اسرائیل بد هست، ولی رژیم آخوندها بدتر است…»
یکی از عواقب طرفداری از ترامپ و نتانیاهو و رژیم اسرائیل و برافراشتن پرچم اسرائیل این بوده است که افکار عمومی دنیا که ظرف دو سال گذشته، به‌شکل بی‌سابقه‌ای از رژیم اسرائیل متنفر شده‌اند، وقتی پرچم اسرائیل و عکس نتانیاهو (جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار علیه بشری) در کنار عکس «رهبر» ادعایی جنبش ۷ دی و پرچم ایران دیده‌اند، تمایلی به حمایت از ما از خود نشان نداده‌اند…. 

صدارت- علت اصلی سکون جنبش: خشونت=تجاوز به حقوق بیشتر بخوانید »

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن

…حدود هفت سال پیش، گروهی از هموطنان شما، طی جلسات متهدد و با همفکری و همکاری و شور و مشورت‌های طولانی، سندی را تهیه منتشر کردند که در واقع نقشه‌ی راهی است برای گذار از استبداد به مردمسالاری:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ  لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگی‌های نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس 
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108

فایل صوتی سند اساسی دوران گذار به صورت صوتی (تهیه و تنظیم از آقای جهانگیر گلزار)
enghelabe-eslami.de/77385

قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج‌گانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسیِ پیشنهادی، متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، و بعد از تصویب در مجلس موسسان، ضمانت اجرایی اصول این قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردم‌سالاری را، فقط خودِ ما مردم می‌توانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرت‌ها!
❊….

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند=انتخاب ناحق و دنباله‌روی از آن بیشتر بخوانید »

نفی وابستکی (تجاوز به حق استقلال) و وابستگان (متجاوزان به حق استقلال)

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت!

امروز در پانزدهمین روز جنبشی هستیم که از ۷ دی ۱۴۰۴ شروع شده است. 
سابقهٌ تلاش و مبارزه برای مردمسالاری در ایران، قدیم است. مردمسالاری یک فرهنگ است. هر فردی، و هر جامعه و ملتی می‌تواند و باید پیوسته مردمسالارتر بشود. طی دهه‌های اخیر، بسیاری از ما ایرانیان مردمسالارتر شده‌ایم. ما ایرانیان راه مردمسالاری را، اُفتان و خیزان، دست به دست همدیگر پیموده‌ایم. آخرینِ این خیزش‌ها را در جنبش شهریور ۱۴۰۱ شاهد بوده‌ایم، که جرقهٌ آن، قتل دولتی مهسا امینی بود. گرچه آن جنبش به فروپاشیِ ساختار استبدادی نیانجامید، ولی باز هم با مردمسالارتر شدن ما ایرانیان، پایه‌های ساختار دیکتاتوری متزلزل‌تر شده است. جنبش ۱۴۰۱ و قبل از آن، زمینه را برای جنبش ۱۴۰۴ فراهم کرده‌اند.
با قطع کامل امواج اینترنت و نیز امواج موبایل در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، تجاوز به حقوق، حقِ آگاهی‌یابی و حقِ آگاهی‌رسانی، ابعاد تازه‌ای یافت.
رژیم تمام تلاش خود را برای سرکوب مردم و خاموش کردن این جنبش هم به‌کار انداخته است. دستگاه جنگ روانیِ رژیم، با تبلیغات فراوان، و با فشار بر هر کسی که زورش رسیده، امروز ۲۲ دی ۱۴۰۴، تعدادی را برای نمایش طرفداری از رژیم ولایت مطلقه فقیه، به خیابان‌ها کشیده است. صحنه‌ای که تظاهرات مشابهی در سال ۱۳۵۷ را توسط رژیم ولایت مطلقه پهلوی، تداعی می‌کند!
افرادی هم رویکردن به قدرت را به اشکال دیگری بروز دادند. برای تقاضای کمک، از یک سو ۷ نفر نامه‌ای سرگشاده را به ترامپ امضا کرده‌اند، و از سوی دیگر پهلوی در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز، به ترامپ پیام دریوزگی داده‌اند. پهلوی و عبادی و مهتدی و شرکا، از عواملی بودند که باعث شدند جنبش ۱۴۰۱ از جوشش بیفتد، و منجر به سقوط فیزیکی رژیم نشود.
امیدوارم ما ایران، تجربهٌ شکست‌خوردهُ جنبش‌های قبلی، و از جمله جنبش ۱۴۰۱ را فراموش نکنیم، و آن شکسته شدن را تکرار نکنیم.
امیدوارم ما ایران با روی‌کردن به قدرت‌ها، نادانسته و ناخواسته، باعث افزایش طول عمر این رژیم نشویم.
مدت زمان اعتراضات و تظاهرات خشونت‌زدا، تا تغییر و تحولات عمده و حتی تغییر رژیم (به شرط استقامت و ایستادگی در براندازی و تاکید بر فراگیرتر کردن تظاهرات به همراه اعتصابات، با تلاش برای خشونت‌زدایی) در چند کشور:
فیلیپین = ۴ روز – ۱۹۸۶ رژیم مارکوس در روز چهارم فروریخت
رومانی= ۸ روز –  اعدام نیکلای چائوشسکو در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹
تونس= ۱۰ روز – زین‌العابدین بن علی. 
مصر= ۱۸ روز –  شروع ۲۵ژانویه۲۰۱۱ (روز پلیس) تا ۱۱فوریۀ ۲۰۱۱ سقوط حسنی مبارک، 
گرجستان=  ۲۰ روز = استعفای ادوارد شواردنازه در دوم آذرماه ۱۳۸۲ 
الجزایر= ۸ هفته = ۲ماه – عبدالعزیز بوتفلیقه
سودان= ۱۶ هفته = ۴ ماه – عمر البشیر
آلمان، دیوار برلین = ۹ ماه بعد از اینکه اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی، در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۹، یعنی ۹ ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین گفت: دیوار تا ۱۰۰ سال دیگر هم پابرجا خواهد بود!

در برخی از مثال‌های فوق، استقرار مردمسالاری به استمرار و پیشبرد آن نیانجامیده است، چرا که مردم آن کشور، در میدان ساختن سرنوشت خود باقی نماندند، و به استمرار حقوق‌مداری و خشونت‌زدایی به اندازهٌ کافی بها نداده‌اند.

صدارت- برخی عواملی که جنبش را از جوشش می‌اندازند: روی به قدرت! بیشتر بخوانید »

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان!

قصد امریکا در آن ماهها و هفته‌های منتهی به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به طور خلاصه این بود: حفظ محمدرضا پهلوی به عنوان شاه؛ یا حفظ رژیم شاهنشاهی با حاکمیت شورای سلطنت؛ و یا حفظ شاپور بختیار برای کنترل منقلب شدن مردم و یش‌گیری از فروپاشی رژیم و از دست رفتن کامل کنترل بر منابع ایران و استقرار رژیمی که حافظ منافع غرب باشد.

بختیار در جایگاهی که قرار گرفت، می‌توانست نقش تاریخ‌ساز و مهمی را در ساختن وطن، و در استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری ایفا کند. پشت کردن به قدرت و روی کردن به ملت، شعار ایرانیان در خیابان‌ها گشته، ولی او عکس آن را عمل کرد! بدین ترتیب از جمله عواملی شد که خود را سوزاند، و ایران و ایرانیان را هم!

در این رابطه، برخی اسناد از طبقه‌بندی خارج شده را در ذیل می‌اوریم:

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان! بیشتر بخوانید »

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴

…..خب این فرهنگ مردم‌سالاری چجوری میشه؟ اولاً من باید بپذیرم که من حق حاکمیت خودم رو، حق حاکمیت ملی خودم رو، احقاق بکنم. وظیفه دارم – یه چیز لوکس نیست: یک وظیفه است! هر فردی وظیفه دارد که که به سهم خودش و به نوبهٌ خودش در احقاق حق حاکمیت ملی تلاش بکنه! به صورت فردی. دوم اینه که راه حل در منه. من دارم راجع به «من» میگم که تحکم نکرده باشم به کسی دیگه؛ تو، تویِ مخاطب که دوم شخص مفرد هستی، به بغل دستت نگاه نکنی بگی ما باید یه کاری بکنیم. هر کسی منتظر «ما مردم» بشه، بالاخره ما نفهمیدیم این ما مردم چه کسانی هستند که باید یه کاری بکنن!؟ راه حل در توئه، در منه و در زمان منه؛ اونوقت اون اعمال حق حاکمیت ملی زمینه‌اش فراهم میشه. و در این صورت هستش که هر اتفاقی بیفته، یعنی حتی اگر نتانیاهو و ترامپ و ۱۰۰ مقابلش هم بیان ایران رو بزنن، کاری از پیش نمی‌برن! مگه ۱۲ روز نزدن؟ چی شد؟! مگه فکر نمی‌کردن که دیگه کار تموم میشه؟ خب نشد! گفتن پس بریم در زندان اوین رو بزنیم، زندانیان رو آزاد بکنیم، دیگه میان مردم بیرون! چی شد؟ نیومدن مردم بیرون. اون فرهنگ استقلال و آزادی نهادینه شده در پندار ما مردم؛ ما مردم نپذیرفتیم از جنس این رژیم قدرت‌سالار بشیم. ما مردم‌سالار بودیم که نپذیرفتیم اجنبی بیاد سرنوشت ما رو تحمیل بکنه بهمون. گفتیم تو خارجی هستی، تو اجنبی هستی برو پی کارت، این قدرت داخلی رو من خودم می‌تونم بر بیاندازم؛ موقعش که شد! تو برو بیرون من خودم درستش می‌کنم. حالا از اون موقع تا حالا درستش کردیم؟ بله که کردیم. منتهی هنوز منجر به سقوط رژیم نشده، ولی فرهنگ مردم‌سالاری پیشرفت کرده. یعنی بعد از حمله در عرض اون ۱۲ روز و بعد از اون تا حالا، ما مردم فرهنگمون مردم‌سالارتر و حقوق‌مدارتر شده.
نقشه راه و روش‌های حقوق‌مدارانه 
حالا از این به بعد چیکار بکنیم که این جنبش نخوابه و رژیم دوباره سرکوب نکنه؟…..

صدارت-رمز موفقیت جنبش ۷دی۱۴۰۴ بیشتر بخوانید »

جنبش همگانی، بیا بیرون هموطن، حقت رو فریاد بزن! اعتراضات، اعتصابات، تظاهرات، انقلاب،

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز!

…در صورتی‌که در پندارِ یک فرد برای قدرت، اصالت فرض شود، آن پندار با مطلق کردن قدرت و قدرت‌مداران، اصلا نمی‌تواند بپذیرد که «کله»ی قدرتمدار، کار نکند!
بعد از گذشت ۴۶ سال و با وجود انتشار بی‌شمار مقاله‌ها، و تحقیق‌ها، و خاطرات‌نویسی‌های مقامات مختلف، و ویکی‌لیکس، و…، و اسنادِ سریِ دولتیِ از طبقه‌بندی خارج شده، امروز و این روزها که باز هم مردم ایران فریادهای دادخواهی را بلندتر کرده‌اند، به خوبی می‌دانیم که این فقط «کله»ی محمدرضا پهلوی نبود که دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی هیچ‌یک از قدرت‌های داخلی دیگر کار نمی‌کرد! 
کله‌ی همهٌ قدرت‌های داخلی به‌کنار! کله‌ی همهٌ قدرت‌های خارجی هم دیگر کار نمی‌کرد!
کله‌ی کارتر و شرکا در امریکا هم دیگر کار نمی‌کرد! 
در گوادلوپ هم همین‌طور! کله‌ی جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و کله‌ی جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، و کله‌ی هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی، و کله‌ی میزبان یعنی خودِ ژیسکار دستن هم دیگر کار نمی‌کرد!
برای حفظ شاه، و یا اگر نتوانستند برای حفظ شاهنشاهی (شورای سلطنت)، و یا اگر آن هم نشد برای حفظ بختیار، و در نهایت اگر آن هم نشد برای کودتایی با رهبری ژنرال هایزر و شرکا برای پیشگیری از پیروزی انقلاب و برپا کردن یک رژیمِ جدیدِ حافظِ منافع آن‌ها در وطن ما،… کله‌ی هیچ‌کدامشان دیگر کار نمی‌کرد!
جنبشِ خودجوشِ مردمی که منقلب شده‌اند، مردمی که توسط افکار عمومی با یکدیگر درآمیخته‌اند و انقلاب کرده‌اند، کله‌ی قدرت‌ها را از کار می‌اندازد، و در نهایت پیروز است، در سال ۱۳۵۷ و امروز!

صدارت- شرایطی که انقلاب را در پی دارد، ۱۳۵۷، و امروز! بیشتر بخوانید »

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر

نوشتار خانم پرستو فروهر با عنوان «دستاوردهای جامعه‌مان را باور کنیم» مانند سفرنامه‌ای است از اقامت اخیر ایشان در ایران. این نوشته را حاوی نکات جالبی یافتیم از حال و روحیه ایرانیانی که با ایشان در تماس بودند. برخی نظرات که در باره حمله اسرائیل و امریکا به وطن، و استقبال و تایید آن است، گویایی فراوانی دارد از یک شباهتِ دیگرِ روانشناسیِ برخی از ایرانیان، به برخی زندانیان شکنجه شده و به درجه «شکستن» و «بریدن» رسیده. گفتآورد «بیاد بزنه ما رو خلاص کنه از شر اینا»، شنیده‌ای را در ذهنم تداعی کرد از هموطنی که برایم از شکنجه‌هایی که بر او اعمال شده بود تعریف می‌کرد: «بیان ببرن من رو اعدام کنن، خلاص کنه از شر این زندگی»
این هر دو گفتآورد، حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی قدرت‌ها علیه مردم است! هر دو تسلیم! یکی در بند، و دیگری «آزاد»، ولی هر دو منفعل! به این تسلیم و انفعال، به هیچ وجه نباید به شکل قضاوتمدانه نگریست. اهمیت این مطلب را بارها به تاکید خاطرنشان کرده‌ایم. خوشحالیم که خانم فروهر هم بر این نکتهٌ مهم، تاکید کرده‌اند.
هم‌فکری دیگر، یادآوری دستآوردهای ما ایران در دهه‌ها گذشته است. سال‌هایی که ایران و ایرانیان، تحت سخت‌ترین شرایط، و صعب‌ترین حوادث و بحران‌های خرد و کلان قرار گرفت. یکی از علائم پیروز بیرون آمدن ما ایرانیان از این آزمون، بی‌اثر شدن اسلحه در دست قدرت‌ها بوده است. روانشناسی چهره حرکات بدن مامور اطلاعاتی «کارشناس» خانم فروهر باید جالب بوده باشد! روانشناسی و حال و روحیه‌ای که حاکی از شکست خوردن در جنگ روانی است! چاه‌کنی در تهِ چاه! 
ترسی که «ملاتاریا» در دهه ۱۳۶۰ به جان ما ایرانیان انداخته بودند، با مقاومت و ایستادگی ما در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری، کم‌کم از تن و روح ما، به روان رژیم منتقل شده! شاهد این مدعا، سیر پیروزی‌های مردم، در ادامهٌ مراسم اول آذر بوده است، و اینکه چگونه هموطنان توانسته‌اند این یادبود را، از آنی که بوده با آن‌همه محدویت‌ها و سرکوب، به اینی که امسال شاهد آن بودیم متحول کنند! و این همه، نه با پشتیبانی قدرت‌ها، بلکه در اثر مقاومت و ایستادگی ایرانیان در خشونت‌زدایی و حقوق‌مداری.

در کنار پرستو فروهر، به مناسبت زادروز شهید داریوش فروهر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا